تبليغاتX
خصوصي سازي -
 

(مطالب گذشته را نیز مرور کنید)

تجربه نشان داده است با اينكه خصوصي‌سازي يكي از ابزارهاي لازم تبديل اقتصاد تحت كنترل دولت به اقتصاد بازار است، نوشداروي تمامي مشكلات نيست. خصوصي سازي درشرايطي

 بيشترين تاثير را دارد كه بخشي از يك برنامه وسيعتر اصلاح اقتصادي و توسعه بخش خصوصي باشد. مزاياي خصوصي سازي وقتي تامين مي شود كه دولت ايجادمحيط رقابتي راتضمين كند.

"خصوصی سازی" بر مبنای ادبیات اجرائی رایج در کشور فرایندی است که توسط دولت انجام می گیرد و نتیجه آن تغییرتعادل

 "دولت-بازار" به نفع بازار خواهد بود.

با توجه به مطلب فوق قابل تامل خواهد بود كه:

 دولت به خصوصی سازی تن می دهد زیرا به این نتیجه رسيده است که اقتصاد مبتنی بر بخش خصوصی و بازار، توانمند تر می باشد و اقتصاد دولتي به علت "ناکارآمدی"و مدیریتدولتی به خاطر"نا کارآئی"مستحق تغییر می باشد.

آیا یک دولت ناکارآمد(اقتصادی)می تواند برنامه ریز و مجری فرآیند حساس "خصوصی سازی"باشد؟

جواب را می توان با مطالعه اجمالی بر خصوصی سازی در چین و روسیه دریافت.در چین یک اقتصاد منظم و منطقی دولتی به خوبی عرصه را برای توانمندی بخش خصوصی مهیا نموده و فرآیند خصوصی سازی را در وضعی بهینه و مطلوب هدایت و مدیریت می کند. اما در روسیه، سیاست، خصوصي سازي را تحت الشعاع قرار مي دهد و"اقتصاد سياسي خصوصي سازي" جريان يك فرآيند اقتصادي را اسير خود كرده و به نفع حاكميت مصادره مي كند.

بار ديگر سوال را مطرح مي كنم و منتظر نظرات دوستان هستم:

دولتي كه نظم اقتصادي ندارد مي تواند در هدايت و اجراي فرآيند خصوصي سازي موفق باشد؟

+ نوشته شده توسط سکوت تلخ در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 12:10 |